صفحات خورشيدي از گذشته تا امروز
در سال 1873 شيميداني به نام ويلوبي اسميت متوجه شد كه وقتي نور بر فلز سلنيوم ميتابد، ميتواند يك جريان الكتريكي را هدايت كند. در حالي كه اين فلز در تاريكي و در صورت عدم وجود نور چنين قابليتي ندارد. اگرچه سلولهاي خورشيدي نخستين بار در اواسط دهه 1950 ميلادي به عنوان منبع توليد انرژي مورد استفاده قرار گرفتند. اما نخستين تجربيات درباره پديده فتوولتاييك يا به عبارتي ديگر توليد الكتريسيته از نور در سال 1839 و توسط يك فيزيكدان فرانسوي به نام ارموند بكرل كشف شد. او پس از انجام آزمايشهايي در اين زمينه دريافته بود كه وقتي صفحات نقرهاي باتري تحت تابش نور خورشيد قرار ميگيرد، ولتاژ باتري افزايش مييابد. اما نخستين تجربه موفق از اين پديده در يك ماده جامد در سال 1877 گزارش شد. در آن سال آدامز و دي از دانشمندان و محققان كمبريج به تغييراتي كه بر اثر تابش نور خورشيد در خواص الكتريكي سلنيوم ايجاد ميشد پيبردند و به اين ترتيب نخستين سلول خورشيد سلنيومي در سال 1883 ساخته شد كه ميتوان گفت بسيار شبيه به سلولهاي خورشيدي سيليكوني امروزي بود. اگرچه اين سلولهاي خورشيدي بسيار كم بود و تنها 10 درصد از انرژي خورشيدي تابيده شده به سطح آن به الكتريسيته تبديل ميشد، اما در حقيقت اين سلولها اولين سلولهاي خورشيدي بودند. با درك عميقتر نسبت به اين پديده علمي بتدريج سلولهاي خورشيدي پيشرفتهتر كه از بازده بيشتري برخوردار بودند هم ساخته شد. در سال 1954 يك سلول خورشيدي سيليسيوسي ساخته شد كه در شاتلهاي فضايي از آنها استفاده ميشد. شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه مقدار انرژي تابشي خورشيد در سطح كره زمين حدود 6000 برابر كل مصرف انرژي سالانه در سطح اين كره خاكي است و بر اين اساس ميتوان به اين نتيجه رسيد كه اين انرژي ميتواند از اهميت بسيار زيادي در تامين نيازهاي روزمره ما انسانها برخوردار باشد. اگرچه فناوريهاي مبتني بر استفاده از انرژي خورشيدي همچنان راهي طولاني را پيشرو دارند، اما بسياري از كشورها در سطح دنيا در تلاش هستند تا با جايگزين كردن انرژي خورشيدي در توليد انرژي گرمايي و الكتريكي بتوانند بيش از پيش از اين منبع انرژي استفاده كرده و در نتيجه آسيبها و مضرات ناشي از مصرف سوختهاي فسيلي را به حداقل برسانند.
مريم وكيلي