با رشد جمعيت جهاني و افزايش درآمد سرانه، سازمان‌هاي بين‌المللي و دولت‌ها ضرورت كاهش سوء تغذيه در جوامع را احساس كرده‌اند و ضمن قرار دادن موضوع دسترسي به غذا و آب سالم و بهداشتي در اهداف توسعه هزاره، بر لزوم اهميت حفاظت از محيط زيست بيش از پيش تاكيد كردند.

بر اين اساس از آنجا كه تاكنون وسعت زمين‌هاي كشاورزي براي توليد غذا محدود بوده است، اين امر منجر به پيشروي زمين‌هاي كشاورزي به جنگل‌ها و ساير زمين‌هاي با ارزش بالاي تنوع زيستي شده است كه بي‌شك خسارات جبران‌ناپذيري را به دنبال خواهد داشت.

سازمان خواربار و كشاورزي سازمان ملل متحد در مدلي براي تامين غذاي جهان براي سال 2030 كه تامين غذا به عنوان يك چالش كليدي مطرح خواهد شد، محورهايي چون افزايش سريع‌تر بازده توليدات دامي، كاهش ضايعات غذايي و تغييرات رژيم غذايي مبني بر افزايش مصرف غذاهاي گياهي را مطرح مي‌كند كه توجه به اين محورها منجر به كاهش تقاضا براي زمين‌هاي مربوط به توليدات محصولات گوشتي خواهد شد.

در اين مدل فيزيكي فائو، سيستم كشاورزي و غذاي جهاني به شكلي طراحي شده است كه مساحت زمين، محصولات و توليدات مرتعي لازم براي سطح توليدات غذايي مورد نياز قابل محاسبه است.

براساس پيش‌بيني‌هاي سازمان خواربار و كشاورزي سازمان ملل متحد، مساحت زمين‌هاي كشاورزي جهان از ميزان فعلي 1/5 ميليارد هكتار به 4/5 ميليارد هكتار در سال 2030 مي‌رسد. اين بررسي‌ها نشان مي‌دهد با ادامه روند موجود و با افزايش توليدات دامي و نياز به تامين غذا، زمين‌هاي كشاورزي جهان به 8/4 ميليارد هكتار كاهش پيدا مي‌كند.

همچنين براساس يك پيش‌بيني ديگر از فائو، ضمن افزايش توليد محصولات با جايگزيني حيواناتي نظير ماكيان به جاي 20 درصد از نشخواركنندگان، مساحت زمين‌هاي كشاورزي تا 4/4 ميليار هكتار كاهش پيدا مي‌كند.

در سناريوي ديگري كه به طور عمده براي مناطق با درآمد بالا به كار رفته است، فرض بر تمايل كمتر به سمت مواد غذايي گياهي است و 25 درصد كاهش توليد گوشت در نظر گرفته شده است و تا حدي كاهش كمتر ضايعات غذايي كه در اين حالت زمين‌هاي لازم در اين مناطق كاهش بيشتري تا حدود 15درصد را خواهد داشت.

بر طبق تخمين برنامه توسعه هزاره سازمان ملل (2005, MEA)، تغييرات پوشش گياهي مهم‌ترين دليل تغييرات اكوسيستم‌هاي خاكي در طول 50 سال گذشته بوده است كه اين امر خود را در زمينه تغيير اكوسيستم‌هاي خاكي به زمين‌هاي كشاورزي بيشتر نشان داده است، اگرچه استفاده از تكنولوژي‌هاي جديد و افزايش ورودي‌هاي كشاورزي به همراه گسترش زمين‌هاي كشاورزي پيشرفت فوق‌العاده‌اي در سطح تغذيه و امنيت غذايي ايجاد كرده است، با اين وجود براساس گزارش فائو در سال 2008 هنوز حدود 920 ميليون نفر در مناطق كم‌درآمد يا متوسط با سوء تغذيه روبه‌رو هستند.

از سوي ديگر امروزه انتشار كربن از سوي مزارع و زمين‌هاي كشاورزي به عنوان عاملي براي افزايش گرمايش جهاني مطرح مي‌شود.

به اين دليل محدود كردن غذا، معياري براي حفظ اكوسيستم‌هاي طبيعي و تنوع زيستي محسوب مي‌شود، چرا كه بررسي‌ها نشان مي‌دهد، كاهش زمين‌هايي كه براي توليد محصولات دامي به كار مي‌رود (در حال حاضر حدود 80 درصد كل زمين‌هاي كشاورزي در حال كار را شامل مي‌شود)‌، به عنوان كليدي براي كاهش فشار بر محيط زيست خواهد بود و در اين زمينه بايد به محدود كردن گسترش كشاورزي به خصوص تغيير جنگل‌ها به مرتع و مزرعه، براي كم كردن انتشار كربن دي اكسيد نيز توجه شود.

از‌آنجا كه وسعت زمين‌هاي كشاورزي براي توليد غذا محدود است، اين امر منجر به پيشروي زمين‌هاي كشاورزي به جنگل‌ها و ساير زمين‌هاي با ارزش بالاي تنوع زيستي شده است كه بي‌شك خسارات جبران‌ناپذيري را به دنبال خواهد داشت

طبق تحقيقات انجام شده علاوه بر جلوگيري در جهت افزايش استفاده از مزرعه، راه‌هاي ديگري هم وجود دارد كه تاكنون تحقيقات كمتري روي آنها صورت گرفته است. بر اين اساس بايد به مواردي مانند افزايش بازده كل زنجيره غذايي، تغيير رژيم غذايي به سمت محصولات غذايي كه براي توليدشان زمين كمتري مورد نياز است و افزايش كيفيت تغذيه مراتع دائمي كه در جهان حدود 5/3 ميليارد هكتار را شامل مي‌شوند و 2 برابر مزارع كشاورزي هستند، توجه كرد.

براساس گزارش ديگر سازمان خواربار و كشاورزي سازمان ملل متحد اگر كشاورزي و برنامه توليد غذا بر مبناي پيش‌بيني‌هاي سازمان فائو پيش رود، ميزان كل زمين‌هاي كشاورزي جهان به احتمال فراوان رشد قابل ملاحظه‌اي خواهد كرد و تا پايان سال 2030 ميلادي اين رشد به حدود 280 مگاهكتار خواهد رسيد، اين مساله منجر به افزايش ميزان جنگل‌زدايي و كاهش تنوع زيستي و افزايش انتشار گاز دي اكسيدكربن مي‌شود و يا حداقل اين امكان وجود دارد كه با توجه به امكان اجراي دقيق سياست‌هاي زيست محيطي و آب و هوايي تقاضاي رو به رشدي براي زمين كشاورزي به منظور توليد غذا و انرژي‌هاي زيستي ايجاد شود كه اين احتمال قوي‌تر است. همچنين تحقيقات فائو نشان مي‌دهد كه براي كاهش نياز به زمين‌هاي توليد غذا از طريق بهبود زنجيره غذايي و بويژه توليد غذاهاي توليدي حيواني و تغيير رژيم غذايي طرح‌هاي زيادي وجود دارد كه موجب به كم شدن تقاضا براي زمين مي‌شود.

كارشناسان در اين زمينه معتقدند، رشد سريع‌تري در بهره‌وري توليد مواد غذايي توليد شده از دام قابل دسترسي است كه اين رشد بيشتر از پيش‌بيني‌هاي فائو است، كل زمين‌هاي كشاورزي جهان مي‌تواند تا 230 مگاهكتار از مقدار كنوني كمتر باشد يا تا سال 2030، 500 مگا هكتار كمتر از ميزان پيش‌بيني شده توسط فائو باشد.

اگر اين ميزان افزايش بهره‌وري با تغيير 20 درصدي تغيير رژيم غذايي انسان از گوشت مرغ به گوشت حيوانات نشخواركننده ادغام شود، كاهش قابل ملاحظه‌اي تا ميزان 480 مگاهكتار در ميزان زمين‌هاي كشاورزي را دربر خواهد داشت كه در كل اين ميزان به 1000 مگاهكتار كمتر از پيش‌بيني‌هاي مرجع فائو مي‌رسد.

ضمن آن‌كه با فرض تغيير جزئي رژيم غذايي به غذا‌هاي گياهي يعني 25 درصد كاهش در مصرف سرانه گوشت، علاوه بر كاهش ضايعات حدود 15 تا 20 درصد در مصرف خانگي و مراكز خرده‌فروشي، زمين‌هاي كشاورزي مورد استفاده در اين مناطق به ميزان 15درصد در مقايسه با مدل جايگزيني گوشت پستانداران نشخوار كننده كاهش مي‌يابد.

همچنين بررسي‌هاي فائو نشان مي‌دهد جايگزيني گوشت ماكيان بجاي گوشت گاو، موجب صرفه‌جويي در مرتع دائم مي‌شود و به طور چشمگيري زمين زراعي را حفظ مي‌كند.

افزايش توليد شير گاوهاي شيري بدون كاهش تقاضاي گوشت گاو نمي‌تواند به خودي خود باعث صرفه‌جويي قابل توجهي در زمين شود؛ اين در حالي است كه از زمان توليد پايين‌تر گوشت گاو و به دنبال بالارفتن بازده توليد شير، كاهش نياز به زمين زراعي حاصل مي‌شود. بنابراين دستيابي به كاهش نياز به زمين از طريق بالابردن بازده توليد شير تنها با كاهش ميزان مصرف گوشت گاو و جايگزيني آن امكان‌پذير است.

پسماندهاي محصولات صنايع غذايي و مواد غني‌كننده به طور ويژه نقش مهمي در كاهش نياز به زمين دارد و مي‌توانند تا 20 درصد در تغذيه جهاني موثر باشند كه اين ميزان برابر با ميزان مورد انتظار در استفاده غلات است. محصولات روغني و ديگر مواد غني شده پروتئيني ميزان بيشتري (از 75 تا 85 درصد)‌ از تقاضاي مواد خوراكي پروتئيني تا سال 2030 را تامين مي‌كنند.

رشد سريع‌تر در بهره‌وري دام و تغييرات رژيم غذايي، توليد بيشتر مواد غذايي از طريق بهبود مديريت و استفاده از فناوري‌هاي روز دنيا و اجراي سختگيرانه‌تر سياست‌هاي محيط زيستي، مي‌تواند باعث كاهش در نياز به زمين شود، اين كاهش همچنين مي‌تواند با افزايش توان ناشي از رقابت براي زمين‌هاي كشاورزي به دليل افزايش تقاضاي مواد غذايي و بخش بيولوژيك صورت گيرد.

محيا ابوال شيخي

منبع: سازمان خواربار
و كشاورزي سازمان ملل متحد